السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

281

جواهر البلاغة ( فارسى )

و گاه تقسيم بر دو چيز ديگر نيز اطلاق مىگردد : 1 - اين‌كه اقسام يك چيز كاملا شمرده شود ؛ مانند سخن خداى متعال : « لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى » « 1 » آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه ميان آن دو و آن‌چه زير خاك است از آن اوست . در اين آيهء كريمه همهء موجودات در همهء قلمروها شمارش شده‌اند . و ثانيهما - أن تذكر أحوال الشّى مضافا إلى كلّ منها ما يليق به كقوله تعالى : 2 - قسم دوم اين است كه حالات يك چيز ذكر شود و به هريك از آن حالات ، آنچه سزاوار است اضافه گردد . مانند سخن خداى برين : « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ » « 2 » به زودى خدا گروهى ديگر را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند . [ اينان ] با مؤمنان ، فروتن [ و ] بر كافران سرفرازند . در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامت‌گرى نمىترسند . و مانند سخن او « 3 » : سأطلب حقّى بالقنا و مشايخ * كانّهم من طول ما التثموا مرد ثقال إذا لا قوا خفاف إذا دعوا * كثير إذا شدّوا قليل إذا عدّوا به زودى حقم را با نيزه‌ها و سالمندانى طلب مىكنم كه از بس در وقت پيكار نقاب زده‌اند چونان نوجوانان بىمو شده‌اند . به هنگام برخورد سنگين‌اند ، آنگاه كه فراخوانده شوند ، سبك‌اند ، بسيارند زمانى كه يورش برند ، و اندكند آنگاه كه شمرده شوند . و مانند سخن او « 4 » : و لا يقيم على ضيم يراد به * إلّا الأ ذلّان عير الحىّ و الوتد هذا على الخسف مربوط برمتّه * و ذا يشجّ فلا يرثى له احد بر ستمى كه بر او خواسته مىشود تاب نمىآورد مگر آن دو كه از همه خوارترند : خر قبيله و ميخ . اين يكى به ذلّت با ريسمان فرسوده بسته شده است ، و اين كوفته مىشود

--> ( 1 ) - طه ، 6 ( 2 ) - مائده ، 54 ( 3 ) - ديوان متنبى ، ج 1 ، ص 237 ( 4 ) - اين شعر از جرير بن عبد المسيح مشهور به متلمس است .